X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد

یورو و دلار paypal
لاله پرپرشده - نظر اهل سنت در مورد وهابيت چيست؟
Online User

لاله  پرپر شده





نظر اهل سنت در مورد وهابيت چيست؟


         


وهابيت در حقيقت آيينه تمام نماي افكار و عقايد انحرافي ابن تيميه (احمد بن عبد الحليم) مي باشد كه توسط محمد بن عبد الوهاب نجدي در قرن دوازدهم هجري به عنوان يك مذهب و فرقه در برابر مسلمانان مطرح گرديد و حكومتي را با پشتوانه سياست و قدرت نظامي محمد بن سعود (جد آل سعود) در عربستان به وجود آورد.

علما اهل سنت هم در عصر و زمان ابن تيميه و بعد از آن و هم در زمان محمد بن عبد الوهاب تا امروز با عقايد اين گروه شديداً مخالفت نموده و آنان را گمراه و منحرف و عقايد شان را مخالف با مباني دين اسلام دانسته اند در اين جا به برخي از نظرات علما اهل سنت اشاره مي كنيم:
زماني كه در سن 33 سالگي ابن تيميه افكار و عقايد انحرافي او در ميان مسلمانان غوغا ايجاد نمود باعث شد كه بسياري از علما اهل سنت در برابر او قرار گرفته و حتي او را تكفير كردند و بر ردّ او كتاب هايي نوشتند. از جمله تقي الدين سبكي در كتاب به نام هاي «شفاء السقام في زياره خير الانام» و «الدره المضيئه في الرد علي ابن تيميه» نوشت. و نيز ابن حجر عسقلاني (م 852) مؤلف فتح الباري در شرح صحيح بخاري و ابن هيثمي (م 973) و ملا علي قاري حنفي ( م 1016) و ابن شاكر كتبي (ت 764) و محمود كوثري مصري (م 1371) و يوسف بن اسماعيل بن يوسف (م 1265) حصني دمشقي (م 729) و غيره كه از علما بزرگ اهل سنت مي باشند هر كدام ابن تيميه و عقايد او را مردود شمرده و در اين راستا كتاب هايي تأليف نموده اند.
ابن حجر هيثمي كه از دانشمندان بزرگ اهل سنت است درباره ابن تيميه مي گويد:
خدا او را خوار و گمراه و كور و كر كرده است و معاصرين وي از شافعي ها و مالكي ها و حنفي ها بر فساد افكار و اقوال او تصريح دارند و اعتراض او حتي عمر بن خطاب و علي بن ابي طالب ـ عليه السلام ـ را نيز در بر گرفته است.... سخنان ابن تيميه فاقد ارزش بوده او بدعت گذار، گمراه و غير معتدل است. خداوند با او به عدالت خود رفتار نمايد و ما را از شر عقيده و اسم وي حفظ كند.(1)
سبكي يكي ديگر از علما هم عصر ابن تيميه مي گويد: او در پوشش پيروي از كتاب و سنت در عقايد اسلامي بدعت گذاشت و اركان اسلام را در هم شكست. او با اتفاق مسلمانان به مخالفت برخاست سخني گفت كه لازمه آن جسماني بودن خدا و مركب بودن ذات اوست.... و با اين سخنان حتي از 73 فرقه هم بيرون رفت.(2)
شوكاني يكي ديگر از علما اهل سنت مي گويد: محمد بخاري حنفي متوفاي سال 841 هـ از بدعت گذاري و كفر ابن تيميه سخن گفته است تا جايي كه در مجلس خود تصريح كرده كه اگر كسي به ابن تيميه «شيخ الاسلام» بگويد كافر است.(3)
عسقلاني مي گويد دو تن از قاضي شافعي و مالكي ندا در دادند كه هر كسي به عقيده ابن تيميه معتقد شود خون و مالش حلال مي باشد.(4)
شيخ زين الدين بن رجب حنبلي از كساني است كه معتقد به كفر ابن تيميه بود و با صداي بلند اعلان مي نمود كه هر كسي ابن تيميه و پيروان او را تكفير كند معذور مي باشد.(5)
ابن قيم جوزي كه شاگرد و مبلغ عقايد ابن تيميه بود نيز از طرف علما اهل سنت تكفير شده و از جمله از طرف شمس الدين مالكي محكوم به كفر و اعدام شده بود لكن ابن قيم به او مي گويد، قاضي حنبلي توبه و اسلامم را پذيرفته و مرا محقون الدم شمرده است. قاضي مالكي بعد از اين اظهارات ابن قيم، او را شلاق زده و بر الاغ سوارش نموده و در خيابان ها مي گرداند.(6)
در ردّ ابن تيميه و عقايد او، علما اهل سنت تا جايي پيش رفتند كه حتي او را بارها به محاكمه كشاندند و در سال 705 هـ قاضيان اهل سنت شهر دمشق انحراف فكري و عقيدتي او را در پيش حاكم به اثبات رسانده و حاكم او را به مصر تبعيد مي كند و در آن جا نيز به خاطر عقايد انحرافي اش به وسيله محلوف قاضي مالكي به زندان محكوم گرديد و چندين بار با قضاوت و حكم قاضيان اهل سنت به زندان رفته و بالاخره در سال 728 ق در زندان مي ميرد.(7)
اين برخورد و موضع گيري علما اهل سنت در زمان محمد بن عبد الوهاب و بعد از آن نيز ادامه داشته است. اول از همه پدرش عبد الوهاب كه يكي از علما صالح حنبلي مذهبي به شمار مي آمد عقايد او را مردود شمرده و او را از ابراز عقايد انحرافي باز مي داشت و مردم را به دوري از او سفارش مي نمود.(8) و نيز برادرش سليمان بن عبد الوهاب با عقايد او شديداً مخالفت نموده و دو كتاب به نام هاي «الصواعق الالهيه في الرد علي الوهابيه» و «فصل الخطاب في الرّد علي محمد بن عبد الوهاب» نوشته است.
علما اهل سنت در ردّ وهابيت كتاب هاي متعددي تاليف نموده اند كه با توجه به اين كه مجالي براي ذكر همه آن ها نيست به چند تا از آن ها اشاره مي شود.
تجريد سيف الجهاد لمدّعي الاجتهاد، تاليف علامه عبد الله بن عبد اللطيف شافعي.
الصواعق و الرعود، تاليف عفيف الدين عبد الله بن داود حنبلي.
تهكّم المقلدين بمن ادعي تجديد الدين، تاليف محمد بن عبد الرحمن حنبلي.
الصادم الهندي في عنق النجدي، تاليف شيخ عطا مكي.
السيف الباتر لعنق المنكر علي الاكابر، تاليف سيد علوي بن احمد حدّاد.
سعاده الدارين في الرد علي الفرقتين، تاليف صالح الكورش التونسي.
الاقوال المرضيه في الرد علي الوهابيه، تاليف شيخ عطا دمشقي.
جلال الحق في كشف احوال اشرار الخلق، تاليف شيخ ابراهيم حلمي القادري اسكندري.
علما اهل سنت سخنان قاطعي در انحراف عقايد وهابيت و گمراه بودن وهابيان گفته اند كه به عنوان نمونه به برخي از آن ها اشاره مي كنيم:
شيخ جميل صدقي زهاوي در مورد وهابيت مي گويد:
خداوند وهابيت را بكشد، زيرا اين فرقه به خود جرأت داده كه همه مسلمين را تكفير كند گويا همّ و هدف بزرگ آن فقط تكفير نمودن است و بس. مي بينيد كه وهابيان كساني را كه توسط پيامبر به خداوند متوسل مي شود تكفير نموده اند.(9) اين عالم اهل سنت كتابي به نام «الفجر الصادق في الرد علي منكري التوسل و الكرامات و الخوارق» در رد وهابيت نوشته است.
زيني دحلان مفتي مكه مي گويد كه سيد عبد الرحمن اهدل مفتي زبيد مي گفت:
هيچ نيازي به تاليف كتاب در ردّ وهابيت ديده نمي شود زيرا در ردّ آنان همين سخن پيامبر كه فرمود «سيماهم التحليق» يعني چهره و علامت آنان اين است كه موي سرش را مي تراشند، كفايت مي كند. زيرا محمد بن عبد الوهاب دستور داده است كه پيروان او سرشان را بتراشند.(10)
شيخ خالد بغدادي مي گويد: اگركتاب هاي وهابي ها را به دقت مطالعه كنيم در مي يابيم كه مانند كتاب هاي لا مذهب ها سعي دارند كه با افكار باطله شان مسلمانان را مورد خدعه قرار داده و آنان را گمراه كنند.(11)
به هر حال در انحراف و گمراهي وهابي ها از نظر علما اهل سنت هيچ ترديدي وجود ندارد. هر چند ممكن است كه در عصر حاضر برخي از علما بي سواد و نا آگاه در برخي از كشورها خصوصاً كشورهايي كه از فرهنگ و مباني اسلام به دور بوده اند، گول وهابيت را خورده و از اين فرقه دفاع نمايند اما مباني اعتقادي اهل سنت كاملاً با اعتقادات وهابيت متضاد مي باشد.

پاورقی:

1. هیثمی، احمد بن حجر، الفتاوی الحدیثه، مصر، مطبعه العلمیه، ص 86.
2. سبکی، تقی الدین، الدره المضیئه فی الرد علی ابن تیمیه، بی تا، بی نا، ص 5.
3. شوکانی، محمد علی، البدر الطالع 2:262، بیروت، دار المعرفه.
4. عسقلانی، احمد بن علی، الدرر الکامنه، 1:471، هند، حیدر آباد، دوم، 1392 هـ.
5. ابی بکر دمشقی، تقی الدین، دفع شبهه من شبّه و تمرّد، مصر، مکتة الازهريه، بی تا، ص 123.
6. همان.
7. فقیهی، علی اصغر، وهابیان، قم، اسماعیلیان، دوم 1364ش، ص 19 و 20.
8. عاملی، سید محسن امین، کشف الارتیاب، دار الکتاب الاسلامی، بی تا، ص 7.
9. رضوی، سید مرتضی، صفحه عن آل سعود الوهابین، بی تا، بی نا، ص 120.
10. همان، ص 121.
11. همان، ص 125.



ن : احمد
ت : پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391
منتظر/صحرا گفته : 12:13 ,جمعه 22 اردیبهشت 1391

سلام ممنون كه اطلاع داديد ان شاالله باز هم سرمي زنم وب جديدتون هم مباركه و همچنين ايام تولد يگانه مادر عالم بسيار بسيار دعا كنيد.ياعلي

دوست گفته : 17:11 ,شنبه 30 اردیبهشت 1391

به وبلاگ ashena91.blogfa.comسري بزن خيلي جالبه

مقداد گفته : 02:51 ,پنجشنبه 4 خرداد 1391

مطلب خوبی بود ممنون

مهدی گفته : 07:24 ,پنجشنبه 4 خرداد 1391

سلام وب بسیار قشنگ و منظمی داریدو موضوع خوبی را هم انتخاب نموده اید. خیلی خوب بود و استفاده بردم. لطفا به وب حقیر هم سری بزنید و درباره مطالب که از ماه رجب گذاشتم ، نظر بدید. شاید این مطالب را جایی نخونده باشید. شاید. شما با افتخار لینک شدید.

اصلاح گفته : 18:05 ,شنبه 6 خرداد 1391

با سلام و عرض ادب؛
اولا در این گفتار متنی مستند از آدرسهای ارائه شده موجود نیست.
ثانیا حتی یک مورد هم اشاره ای به این نشده که مثلا فلان متن از کتاب امام محمد بن عبدالوهاب خلاف قرآن و عقیده اهل سنت است
کاش به جای این کلی گویی ها یک دلیل ارائه میکرديد که عقیده محمد بن عبدالوهاب طبق فلان کتابش خلاف قرآن و سنت و عقیده اهل سنت است.
ما منتظریم چنین اکتشافی را ببينيم.

Eslah گفته : 18:07 ,شنبه 6 خرداد 1391

اكنون بطور مختصر به سوال جنابعالي پاسخ مي‏دهيم. به اميد اينكه اين مقاله براي شما و ديگر صاحبان عقل و انديشه مفيد واقع شود.
نخست لازم است متوجه باشي كه ما مسلمانان اهل سنت و جماعت در احكام و مسائل فقهي از يكي از چهار مذهب حنفي، مالكي، شافعي و يا حنبلي پيروي مي‏نمائيم و اساساً مذهب پنجمي بنام وهابيت يا هر اسم ديگري وجود ندارد. شايد سئوال شود: پس چگونه چنين نامي بر سر زبانها افتاده است؟ براي پاسخ به اين سئوال كه در واقع پاسخ به سئوال اصلي شماست, به مقدمه‏اي كوتاه نياز داريم و آن اين است كه:در ميان مذاهب اربعه‌ي اهل سنت، مذهب حنبلي برخوردي صريح‏تر و شفاف‏تر از ديگر مذاهب نسبت به خرافات دارد. از سويي در زمان محمدبن عبدالوهاب(رح) بيشتر مردم از مسير صحيح عقيده‌ي توحيدي فاصله گرفته بودند و در وادي خرافات گام برمي‏داشتند. از ديگر سو ايشان كه از دانشمندان اهل سنت و جماعت و پيرو مذهب حنبلي بود بسيار صريح با خرافات و انحرافات مقابله نمود. دشمنان دين به پيروي از سياست شوم خود: (فَرِّقْ تَسُدْ : تفرقه بينداز و سروري كن) براي ايجاد تفرقه‌ي بيشتر بين مسلمين اقدامات محمدبن عبدالوهاب را مذهبي تازه ‏ناميدند و مسلمانان ناآگاه نيز به پيروي آنها از ظهور مذهبي نو سخن گفتند كه البته اين نامگذاري اصولاً درست نيست زيرا:
اولاً : ايجاد مذهبي تازه بيش از پيش بين مسلمانان فاصله مي‏اندازد و تفرقه‌ي موجود را زيادتر مي‏كند. در حالي كه مسلمين مؤظف هستند براي هموار نمودن وحدت و رسيدن بدان از ايجاد مذاهبي ديگر دلسوزانه و با جديت جلوگيري نمايند، به همين دليل واضح است تبليغ براي مذهبي تازه با اصل«ايجاد وحدت» كه تكليف ديني است منافات دارد.
ثانياً : بر فرض صحيح ‏بودن اين نامگذاري بدليل اينكه عبدالوهاب -پدر محمد- صوفي بود و با آراء و نظريات فرزندش مخالفت مي‏نمود. لذا وهابي (منسوب به عبدالوهاب) براي مخالفان ‏محمد بن عبدالوهاب نامي بامسمي خواهد بود، نه براي ‏محمد بن عبدالوهاب.
ثالثاً: نه شيخ ‏محمد و نه پيروانش هيچكدام ادعاي بوجود آوردن مذهبي نو را نداشته‏اند1.
رابعاً‌ : چون واژه‌ي «مذهب» براي آراء فقهي تدوين شده‌ي يك مجتهد بكار برده مي‏شود و اما عمده مسائلي كه محمدبن عبدالوهاب از آنها صحبت نموده جزو مسائل اعتقادي هستند نه احكام، با اين وجود بكار بردن واژه‌ي مذهب براي آراء ‏محمدبن عبدالوهاب اشتباه است.
خامساً : مهمتر اينكه اصل مسائلي كه شيخ‏محمد تبيين و يا تشريح نموده است تازه و نوپيدا نبوده‏اند. بعبارت ديگر آن نظرياتي كه امروزه تحت نام وهابيت تازه جلوه داده مي‏شود چيزي تازه نيست زيرا همان مسائل و نظريات در قرآن بطور واضح و شفاف آمده است و نيز در احاديث پيامبرصلي الله عليه وسلم و ديگركتب معتبر اهل سنت و جماعت موجود مي‏باشد كه در ذيل به نمونه‏هايي اشاره مي‏نماييم تا « سيه ‏روي شود هركه در او غش باشد».
(1)

Eslah گفته : 18:10 ,شنبه 6 خرداد 1391

اگر اعتقاد به شرك‏ بودن استغاثه -طلب فريادرسي- از غيرخدا «نشانه‌ي وهابي ‏بودن باشد» بايد پذيرفت كه پيامبرصلي الله عليه وسلم ، خلفاي راشدين، ائمه‌ي اربعه و علماي اسلام و ...همه‌ي آنها و پيروانشان وهابي هستند. زيرا:
الف) خداوند متعال مي‏فرمايد: ]إذ تستغيثون ربكم فاستجاب لكم[ «هنگاميكه شما مسلمين پروردگارتان را به فريادرسي خواستيد پس براي شما استجابت نمود»(انفال/9).و باز خداوند مي‌فرمايد:
] إن الذين تدعون من دون الله عباد أمثالكم[ «كساني را كه به غير از خدا مي‏خوانيد بندگاني مثل خودتان هستند»(اعراف/194).
يعني همچنانكه شما مخلوق و نيازمند هستيد و قادر نيستيد به فرياد كسي برسيد، آنها -بندگاني را كه از ماوراي عالم به شهادت مي‏خوانيد- نيز نمي‏توانند به فرياد شما برسند. زيرا تمامي بندگان خدا خودشان سراپا نيازمند هستند. حال هر چند بسيار صالح و پاك هم باشند هرگز قادر به نصرت و ياري‏ دادن ديگران نيستند. چنانكه خداوند يگانه و بي‏شريك مي‏فرمايد:
]والذين تدعون من دونه لا يستطيعون نصركم[ «كساني كه بغير از خدا مي‏خوانيد توانايي ياري‏ دادن شما را ندارند»(اعراف/197).
اساساً بندگان صالحي كه از اين دنيا رفته‏اند و يا اينكه زنده‏اند ولي با ما فاصله‌ي مكاني زيادي دارند، از احوال ما بي‏خبر هستند. بفرض هم كه مطلع باشند نمي‏توانند دعاي ما را استجابت كنند.
چنانكه در قرآن كريم مي‏خوانيم:
]إن تدعوهم لا يسمعوا دعائكم و لو سمعوا ما استجابوا لكم[« اگر آنها (غيرخدا) را بخوانيد دعاي شما را نمي‏شنوند. اگر (بفرض محال) هم بشنوند نمي‏توانند دعاي شما را استجابت كنند»(فاطر/14).
بعلاوه تنها كسي مي‍تواند به فرياد آدميان برسد كه قدرت خلق و آفرينش داشته باشد، چون خداوند مي‏فرمايد:
] والذين يدعون من دون الله لا يخلقون شيئا و هم يخلقون[« وكساني را كه غير از خدا مي‏خوانند چيزي را خلق نكرده‏اند آنها خودشان هم مخلوق(نيازمند) هستند»(نحل/20).
شگفتا! كه كساني «من دون الله» را به«بتهاي چوبي و سنگي» معني مي‏كنند، آنگاه گستاخانه رأي مي‌دهند كه خواندن صالحان و نيكوكاران عين توحيد است در حاليكه واضح و آشكار است كه «من دون الله» يعني هركسي و هر چيزي غير از خداوند قادر متعال.
ب) انس(رضي‏الله عنه) كه 9 سال در خدمت پيامبر صلي الله عليه وسلم بودهاست نقل مي‌كند كه: هرگاه پيامبر صلي الله عليه وسلم با سختي و ناراحتيمواجه مي‏شد مي‏فرمود: چنانكه امام ترمذي روايت كرده است:
عن أنس رضي‏الله عنه عن النبيصلي الله عليه وسلم (إنه كان إذا كربه امر، قال: يا حي يا قيوم برحمتك أستغيث) « اي زنده‌ي پاينده‌ با رحمت خودت بفريادم برس!» (قال الحاكم هذا حديت صحيح الاسناد، رواه الترمذي).
پس پيرو راستين پيامبرصلي الله عليه وسلم كسي است كه مانند رسول‏اللهصلي الله عليه وسلم دعا كند وفقط خدا را فريادرس بداند و بس.
ج) امام علي رضي الله عنه به پيروي از پيامبرصلي الله عليه وسلم چنين دعا كرده است:
( ... فيا غاية الطالبين و أمان الخائفين و عماد الملهوفين و غياث المستغيثين و جار المستجبرين وكاشف ضُرالمكروبين ...)« اي منتهي آرزوي خواستاران و امان‏بخش ترسناكان و تكيه‏گاه دلسوختگان و فريادرس فريادطلبان و پناه پناهجويان و برطرف‏كننده‌ي گرفتاري گرفتاران» (صحيفه علويه، ص/636، قابل ذكر است كه مرجع مذكور پر از دعاهاي خالص توحيدي مي‏باشد).
د) زين‏العابدين يكي از نوادگان امام علي در دعاي خود مي‏فرمايد: ( ... فلا أدعو سواك و لا أرجو غيرك … )« جز تو را نمي‏خوانم و بجز تو اميد ندارم».
(به صحيفه سجاديه دعاي 15 نگاه كنيد).
لازم به ذكر است كه آقاي محمدعلي سادات دعاي مذكور را عالماً وعامداً غلط ترجمه نموده است. او عبارت «فلا ادعو سواك» را به « تو را مي‏خواهم» معني كرده است. شايد از ترس اينكه مبادا افكار وهابيت به ذهن دانش‏آموزان راه يابد؟«چنين خدمتي؟!» انجام داده است.(به كتاب بينش اسلامي سال اول دبيرستان صفحه‌ي آخر چاپ 1361 مراجعه كنيد.)
سجاد يكي ديگر از نوادگان امام علي همچنين(در دعاي 28، صحيفه‌ي سجاديه) مي‏فرمايد: ( و رأيت أن طلب المحتاج الي المحتاج سفه عن رأيه و ضله عن عقله)« دانستم كه خواستن نيازمند از نيازمند از سبكي انديشه و گمراهي خود اوست».هـ) غزالي (رحمه الله عليه) در ضمن قصيده‌ي منفرجه‌ي خود مي‏فرمايد:
من للملهوف سواك يغث او للمضطر سواك نجي
« جز تو كيست فريادرس دلسوختگان يا كيست جز تو نجات‏ دهنده‌ي درماندگان».
(2)

Eslah گفته : 18:12 ,شنبه 6 خرداد 1391

وقتي كسي معتقد باشد قراردادن واسطه‌اي مرده، بين خود و خدا باطل است. بهمين دليل او را وهابي بنامند بايد قبول نمود كه همه‌ي مسلمانان پيرو قرآن و سنت صحيح وهابي باشند. زيرا خداي متعال مي‏فرمايد:
]فاستقيموا إليه و استغفروه و ويل للمشركين[« به سوي خدا مستقيماً روي آوريد و از او آمرزش بخواهيد و هلاكت بر مشركان باد» (فصلت/6).
علامه زمخشري صاحب تفسير كشاف باتوجه به عبارت «فاستقيموا اليه» و تفاوت آن با عبارت «فاستقيموا له» در تفسير آيه‌ي مذكور مي‏فرمايد: (فاستووا اليه بالتوحيد و إخلاص العبادة و غيرذاهبين يمينا و لا شمالا و لا ملتفتين إلي ما يسول لكم الشيطان من إتخاذ الاولياء و الشفعاء و توبوا إليه مما سبق لكم من الشرك)« با توحيد و اخلاص در بندگي مستقيماً به سوي خدا روي آوريد و به راست و چپ نرويد و به فريب‏هايشيطان توجه نكنيد كه شما را به دست گرفتن-متوسل شدن- اولياء و شفيعان تشويق مي‎كند و از شرك گذشته‌ي خود به سوي خدا توبه كنيد».
لابد علامه زمخشري را نيز بايد وهابي شمرد(؟!!) كه چنين درك و فهمي خالص، پاك و كاملاً توحيدي از آيه‌ي مذكور پيدا نموده است.
اگر گفته شود ما خود را لايق نمي‏دانيم كه مستقيماً با خدا حاجت خود را در ميان بگذاريم بهمين دليل به پاكان و صالحان متوسل مي‏شويم همچنانكه اگر كسي بخواهد شرح حال خود را به سمع پادشاه برساند بايد از مقربان وي مدد جويد.در پاسخ مي‏گوئيم:
اولاً: ما مسلمانان براي مسائل اعتقادي خود حتماً بايد از قرآن و سنت صحيح پيامبرصلي الله عليه وسلم دليل داشته باشيم، لذا مي‏گوئيم ادعاي فوق با نص قرآن مخالفت دارد، از آن جهت كه- ازجمله- مي‏فرمايد:
]فاستقيموا اليه و استغفروه ... .[
بعلاوه ما موظف هستيم براي پاكان و نيكان در گذشته از خدا مغفرت بطلبيم نهاينكه از آنان چيزي بخواهيم و يا ايشان را واسطه قرار دهيم. چنانكه در آيه 11 سوره‌ي حشر مي‏خوانيم:
]ربنا إغفر لنا و لاخواننا الذين سبقونا بالايمان ... [ « پروردگارا ما و برادران ايماني ما كه در ايمانداري سبقت برده‏اند(قبل از ما بوده‏اند) را مورد مغفرت خود قرار بده …».بسياري از مردم برخلاف اين آيه از بزرگواران و صالحان مدد و فريادرسي مي‏طلبند و بهايشان متوسل مي‏شوند در حاليكه بر طبق دلايل قرآن ما بايد نخست براي خود، سپس براي آنها طلب آمرزش گناهانشان را از خداوند بخواهيم.
ثانياً: از چنين اشخاصي مي‏پرسيم«چگونه شما خود را لايق نمي‏دانيد چيزي جزئي را بدون واسطه از خدا بخواهيد ولي در نماز(در حضور خدا) مستقيماً و بدون واسطه بزرگترين نعمت(يعني: هدايت در مسير انبياء و صديقين و شهداء و صالحان قرارگرفتن را مي‎خواهيد، مگر نه اينكه همين بدون واسطه و رودررو با خدا سخن‏گفتن(بيان و درخواست اياك نستعين، اهدنا الصراط المستقيم) خود قويترين دليل براي نفي توسل نادرست است؟
ثالثاً: خدا را به پادشاه تشبيه‏ نمودن غلط و بلكه شرك و كفر محض است. بسيار مايه‌ي تأسف و تعجب است جاهلاني كه به خود اجازه داده و جرأت مي‏كنند خداي بي نهايت بزرگ، مقتدر،سميع، بصير، بخشنده، مهربان و بي‏نياز را به انسان نادان و سراپا نيازمند و بي‏نهايت حقير و ناتوان تشبيه نمايند؟! اينها توجه ندارند كه خداوند متعال از اينگونه مثال‏ زدنهاي نادرست نهي فرموده است، چنانكه در قرآن كريم مي‏خوانيم:
] ولا تضربوا لله الامثال إن الله يعلم و أنتم لا تعلمون[« براي خدا مثالهاي بشري نزنيد كه خدا مي‌داند و شما نمي‏دانيد»(نحل/71).
رابعاً: در كتب احاديث و تاريخ اسلام آمده است كه عمر(رض) بهنگام خشكسالي در اقامه‌ي صلاة الاستسقاء-نماز باران-به عباس عموي پيامبرصلي الله عليه وسلم متوسل شد. حال مي‏پرسيم چرا عمر(رض) به پيامبرصلي الله عليه وسلم و ديگر انبياء و يا به ابوبكر صديق(كه بدليل فرموده‌ي رسول الله بعد از انبياء از همه‌ي انسانها افضل‌تر است) متوسل نشد؟ نحوه‌ي عمل عمر(رض) نيز دليل قاطعي است كه توسل به انسان صالح زنده صحيح است و به انسان صالح مرده صحيح نيست و اين عمل شرك مطلق است.
بدون ترديد اگر عمر(رض) امروز زنده بود و به پيامبرصلي الله عليه وسلم متوسل نمي‏شد و به شخص صالح زنده‏اي توسل مي‏جست فرياد جاهلان بلند مي‏شد كه عمر(رض) هم وهابي است و يا اگر امروز امام عمر(رض) زنده بود و درختي را كه پيامبرصلي الله عليه وسلم در بيعة‏الرضوان بدان تكيه داده بود از بيخ و بن مي‏كند و مي‏سوزانيدفتواي قتل او را صادر مي‏نمودند، واي به روزي كه دين به دست جاهلان و عالم نمايان بيافتد …!
(3) اگر اعتقاد به «عدم وصول ثواب قرائت قرآن به اموات دليل وهابي ‏بودن باشد بايد گفت امام شافعي(رض) و جمهور علماي شافعيه وهابي بوده و هستند. چرا كه امام نووي(رحمة الله عليه) كه يكي از علماي بزرگ شافعيه است مي‏فرمايد:
( وأما قرائة القرآن و جعل ثوابها للميت و الصلاة عنه و نحوهما، فمذهب الشافعي و الجمهور إنها لا تلحق الميت …)« و اما درباره‌ي قرائت قرآن و قراردادن ثواب آن براي مرده و نيز اقامه‌ي نماز بجاي او و يا امثال آن، امام شافعي و جمهور علماي شافعيه براين عقيده‏اند كه آن ثواب به ميت نخواهد رسيد»(شرح مسلم، جلد 11، ص 85 در حاشيه ارشاد الساري و ج7،ص 90/91 و جلد 1 ص 90/119 و 120).
همچنين امام نوري در كتاب «الاذكار» صفحه‌ي 142 مي‏فرمايد: (وإختلف العلماء في وصول ثواب قرائة القرآن فالمشهور من مذهب الشافعي و جماعة أنهلا يصل)(2).
امام نووي(رح) دليل امام شافعي(رح) را چنين بيان كرده است: {{(دليل الشافعي: وأن ليس للانسان إلا ما سعي ... و قول النبيصلي الله عليه وسلم : إذا مات ابن آدم إنقطع علمه إلا من ثلاث، صدقة جارية أو علم ينتفع به أو ولد صالح يدعو له)« دليل امام شافعي براي عدم وصول ثواب نماز و قرائت قرآن به مرده اين آيه است كه: براي انسان جز آنچه خودش تلاش نموده است چيزي برايش نفع ندارد … و نيز فرموده‌ي پيامبر صلي الله عليه وسلم : هرگاه انسان بميرد اعمال او قطع مي‏شود(خير و ثوابي به او نمي‏رسد) مگر از سه طريق:
1) صدقه‌ي جاريه -كار خيري كه بعد از شخص انجام‏دهنده آن كار ادامه داشته باشد مانند: ساختن پل، مدرسه، مسجد، بيمارستان و …
2) علم نافع -مانند تعليم قرآن و حديث و تأليف كتابهاي ديني و …
3) فرزند صالحي كه براي او دعاي خير كند.}} (ارشاد الساري، ج1، ص 90 و 119 و 120).
(4) اگر كسي معتقد باشد ساختن گنبد و بارگاه روي قبور حرام است و بهمين دليل او را وهابي بدانند بايد اذعان داشت كه پيامبر صلي الله عليه وسلم امام بخاري، مسلم، نووي و پيروانشان وهابي باشند زيرا در صحيح مسلم آمده است:
(عن جابر رضي الله عنه قال : نهي رسول الله صلي الله عليه وسلم أن يجصص القبر و أن يقعد عليه و

Eslah گفته : 18:16 ,شنبه 6 خرداد 1391

همچنين در مآخذ فوق و نيز در كتاب«من لا يحضره الفقيه» (از كتب اربعه‌ي شيعه) باب مناهي پيامبر صلي الله عليهوسلم بنقل از يونس بن ظبيان آماده كه جعفرصادق فرمود: (نهي رسول الله صلي الله عليه وسلم أن يصلي علي قبر أو يقعد عليه أو يبني عليه)« رسول الله صلي الله عليه وسلم نهي فرمود از اين كه بر قبري نماز گزارند يا برآن بنشينند و يا برآن بنا سازند».
(5) اگر اعتقاد به حرام ‏بودن دست‏زدنو چسبيدن و بوسيدن قبر و ضريح و ... دليل وهابي‏ بودن باشد بايد ابن حجر هيثمي(رح) از علماي برجسته‌ي اهل سنت و شافعي‏مذهب و نيز امام محمد غزالي(رح) و پيروانشان وهابي باشند، چراكه:
الف) ابن حجر هيثمي(رح) فرموده است:
(التزام القبر أو ما عليه من نحو تابوت ولو قبره صلي الله عليه وسلم بنحو يده و تقبيله بدعة مكروهة قبيحة)« چسبيدن بهقبر و يا آنچه روي آن است از قبيل تابوت و ضريح و ... اگرچه قبر پيامبر صلي الله عليه وسلم هم باشد و نيز دست‏زدنو بوسيدن آن بدعت مكروه و قبيحي است».
ب) امام محمد غزالي(رح) در احياء علوم‏الدين جلد 4 ص 491 فرموده است:
( والمستحب في زيارة القبور أن يقف مستدبر القبلة مستقبلا بوجه الميت و أن يسلم و لا يمسح القبر و لا يمسه و لا يقبله فإن ذلك من عادة النصاري)« مستحب است در زيارت قبور پشت به قبله روبروي ميت ايستادن و سلام‏كردن، ولي نبايد به قبر دست زد و يا دست كشيد و نيز نبايد آنرا بوسيد و يا دور آن طواف كرد زيرا اين اعمال از آداب و عادات مسيحي‏ها است».
يا للعجبا : 900 سال قبل بنا بفرموده‌ي امام محمد غزالي(رح) دست‏زدن و بوسيدن قبر و ضريح و ... ازعادات و رسوم مسيحي‏ها بوده ولي امروزه انجام ‏ندادن عادات و آداب مسيحي‌ها نشانه‌ي وهابي‏ بودن است! و انجام ‏دادن آداب مسيحيت جزو اصول اسلامي شده است.
راستي اگر امام غزالي و ابن حجر هيثمي امروز زنده بودند و چنين فتوايي صادر مي‏كردند، جهال و عالم نمايان چه بر سرشان مي‏آوردند؟
بعضي، از جمله ابوالقاسم –شارح تحفه‌ي شيخ ابن حجر- سخن ابن حجر را برخلاف رأي او و بدون دليل تأويل و توجيه مي‌كند، آنگاه كه مي‏گويد: بوسيدن قبر پيامبر به خاطرتبرك اشكالي ندارد. البته ايشان توجه ندارند كه:
اولاً: فرموده‌ي ابن‏حجر صريح و روشناست و جاي هيچگونه توجيهي باقي نگذاشته است.
ثانياً: وقتي پيامبر صلي الله عليه وسلم از بناي روي قبور نهي فرموده و بناي آن حرام است پس بطريق اولي احترام و بزرگداشت آن عمل حرام هم، حرام خواهد بود.
و اما خنده‏دار است وقتي از متحجرين مي‏شنويم كه مي‏گويند عجيب است اين وهابيها چگونه توانسته‏اند كتاب ابن‏حجر و امام غزالي را دستكاري كنند!!(3).
(6) اگر اعتقاد به تخريب گنبد و بارگاه و بناهاي روي قبور دليل وهابي‏بودن باشد، بايد پيامبر صلي الله عليه وسلم ، امام علي(رض)، ابوالهياج اسدي(رض) و ائمه‌ي زمان امام شافعي، خود امام شافعي، امام بخاري، امام مسلم، امام نووي، ابن حجر هيثمي و پيروانشان همگي وهابي باشند، زيرا :
الف) در صحيح مسلم آمده است:
(عن ابي الهياج الاسدي قال: قال لي علي بن ابي‏طالب ألا أبعثك علي ما بعثني عليه رسول الله صلي الله عليه وسلم أن لا تدع تمثالا إلا طمسته و لا قبرا مشرفا إلا سويته)« از ابوالهياج اسدي روايت شده كه گفت: علي بن ابي‏طالب به من گفت تو را انتخاب مي‏كنم بر آنچه رسول الله صلي الله عليه وسلم من را برآن انتخاب كرد وآن اين است كه هيچ عكس و تصوير و مجسمه‏اي را فرونگذاري جز آنكه آن را پاك نمايي و از بين ببري و هيچ قبري را فرونگذاري جز آنكه آن را تخت نمايي».
ب) در كتاب وسائل الشيعه چاپ سنگي جلد اول ص/ 209 از كليني بدين صورت نقل شده است: (عن ابي‎عبدالله قال: قال امام علي(رض) بعثني رسول الله صلي الله عليه وسلم إلي المدينة في هدم القبور و كسر الصور)« جعفرصادق گفت: امام علي فرمود، رسول خدا صلي الله عليه وسلم من را جهت تخريب(بنا و گنبد) روي قبور و شكستن تصاوير و مجسمه‏ها به سوي مدينه مامور و رهسپار كرد».
ج) همچنين امام نووي در شرح مسلم(ج4، ص/301 الي 304 ارشاد الساري) آورده است: (قال الشافعي في الام: و رايت الائمة بمكة يأمرون بهدم ما يبني و يؤيد الهدم قوله صلي الله عليه وسلم ( و لا قبرا مشرفا إلا سويته…))« امام نووي مي‏فرمايد: امام شافعي در كتاب الام فرموده است: در مكه مشاهده نمودم كه ائمه دستور دادند بناي روي قبور را ويران نمايند و اين عمل را فرموده‌ي رسول الله صلي الله عليه وسلم كه فرموده: (و لا قبرا مشرفا إل سويته) تأييد مي‏كند.
دقت كنيد عبارت -و يؤيد الهدم ...- سخن و رأي امام نووي(رح) است. يعني آن بزرگوار نيز وهابي بوده است؟!!)
د) و اما ببينيم ابن حجر هيثمي(رح) در اين باره چه مي‏فرمايند؟
ايشان كه بعد از امام شافعي(رح) و امام نووي(رح) يكي از بزرگترين شخصيتها در مذهب شافعي مي‌باشند و رأي و فتوايش براي پيروان مذهب شافعي حجت قاطع است مي‏فرمايد:
(... و يجب المبادرة لهدمها و هدم القباب التي علي القبور إذ هي أضر من مسجد الضرار لانها أسست علي معصية رسول الله صلي الله عليه وسلم لانه نهي عن ذلك و أمر صلي الله عليه وسلم بهدم القبور المشرفة و تجب إزلة كل قنديل أو سراج علي القبر … )« اقدام براي نابودي و تخريب قبر‏ها و گنبد و بارگاه‏ها كه روي قبرها است واجب مي‏باشد چون ضررش از مسجد ضرار-مسجد منافقان زمان پيامبر بود كه به دستور الله تعالي و توسط پيامبر تخريب شد- بيشتر است، براي اينكه بناي آنها در واقع نافرماني از رسول الله صلي الله عليه وسلم مي‏باشد. آن حضرت از ساختن بنا روي قبور نهي فرموده و به تخريبو نابودي آنها دستور داده است، پس از بين ‏بردن همه‌ي چراغها و تزئينات و گنبدها و … بر روي قبور نيز واجب است.(الزواجر عن اقتراف الكبائر، تأليف ابن حجر، ج 1، ص/ 121).
ملاحظه مي‏فرماييد آراء و نظرياتي كه امروزه بنام وهابيت مورد سوء ظن و لعن قرار گرفته -وتبديل به حربه و وسيله‏اي شده براي ترور شخصيتها وترويج و ادامه‌ي بدعت‌گذاري- عيناً در كتب معتبر اهل سنت و شيعه نيز موجود و مورد تأييد مي‏باشد.پس بدون شك اگر كسي از عقل و انصاف و تقوي بهره‏مند باشد و رساله‌ي حاضر را مطالعه كند و درباره‌ي موارد مستندي كه بعنوان نمونه ذكر شده – هر چند كهدلايل در اين ‏باره در قرآن و سنت صحيح رسول‏اللهصلي الله عليه وسلم خيلي زياد است- اطلاع حاصل نمايد به آساني تصديق مي‌كند كه وهابيت اسمي بي‏مسمي، نامفهوم و بدون مصداق است.
و اما تهمت چرا؟ واضح و مبرهن است كه شيعه بهيچوجه، ما مسلمانان اهل سنت را قبول ندارند. روشنترين و محكم‏ترين دليلش هم آن همه ظلم و ستمي است كه با قلم و بيان و عمل نسبت به ما اعمال مي‌كنند و البته به خوبي

یــــــــــــال کــــــــــرج گفته : 23:12 ,جمعه 12 خرداد 1391

سلام و عرض ادب و احترام خدمت مدير محترم وبلاگ
اينجانب خواهان تبادل لينک با شما هستم .
اگر موافق بوديد نام وبلاگ اينجانب را xXXx السلام علیکم یا اهل بیت النبوه xXXx بگذاريد و و خبرم کنيد تا لينک يا لوگوي شما را ثبت کنم
مويد و منصور باشيد.

emma گفته : 12:12 ,شنبه 17 تیر 1391

چقدر مسخره
نمی دونم این اراجیف رو از کجا آوردی
من خودم شیعه هستم
با اهل تسنن زیاد بودم اونا از وهابیت متنفرن
واقعا که شماها دارید خودتون رو گول میزنید
اگه از اهل تسنن متنفرید تهمت بی جا نزنید
در ضمن اون دنیا همه چیز معلوم میشه
اون موقع سر پل صراط شماها همدگیرو دیدار میکنید و اونجاست که همه چیز مشخص میشه

------------------------
پاسخ مدیر : سلام دوست عزیز ممنون که ادب رو رعایت کردی!!!!
<br> از عکس العملت مشخص هست که شما شیعه نیستی اگه شیعه بودی به بداهت عقلت می گفتی که اینا حقیقته. راستی چرا ترسیدید ووبلاگتون رو نذاشتید تا بیایم تبادل نظر کنیم تا مشخص بشه که شیعه نیستی
من خیلی از امثال شما را دیده ام که به دروغ خودشون رو شیعه معرفی کرده اند.ما از اهل سنت متنفر نیستیم از وهابی هایی که افراطی, شیعه را قتل عام می کنند متنفریم این رو هم دین اقتضا دارد که متنفر باشیم.
مهدی رهبرزارع گفته : 22:23 ,جمعه 30 تیر 1391

سلام و احترام

ممنون شما هم با اشتیاق لینک شدید.

نانسي گفته : 13:23 ,چهارشنبه 4 مرداد 1391

حداقل خوبيشون اينه كه همه چي شون رو .......رو بازي ميكنن ......نه مثه مسلمانان ايراني هزار رنگ....
البته ببخشد اگه به مذاقتان خوش نيامد

مجید گفته : 01:58 ,شنبه 28 مرداد 1391

با سلام خدمت شما عزیزان

شما میتوانید تبلیغات خود را با هزینه خیلی کم در مدت زمانی که میخواهید در هر مکان از (در بالای صفحه کنار صفحه و...) وبلاگ به نمایش بگذارید

برای پرداخت هزینه شما میتوانید با خرید یک شارژ ایرانسل 1000 ، 2000 ، 5000 تومان با توجه به مکان قرار گیری و ارسال کد شارژ به ما هزینه تبلیغ را پرداخت کنید.

برای ارسال کد شارژ شما می توانید با مراجعه به وبلاگ و ارسال کد شارژ از طریق قسمت نظرات به ما اطلاع دهید توجه کنید که برای اینکار باید دو نکته را فراموش نکنید.

1.شما باید قسمت ارسال نظر به صورت خصوصی را فعال کنید (به تصویر زیر توجه کنید)



2.کد بنر تبلیغاتی خود را برای ما همزمان با ارسال کد شارژ بفرستید.

تبلیغات متنی هر دو ماه 1000 تومان می باشد.



توجه:

وبلاگ ما برای کسانی که دو ماه متوالی بخواهند تبلیغات کنند یک ماه رایگان در نظر میگیرد.

سایز های تبلیغاتی :

در ابتدای صفحه : 90 * 600

در وسط صفحه : 60 * 468

در کنار صفحه : 240 * 120 یا 125 * 125

http://pespes.samenblog.com/53/

سنی ( وهابی) گفته : 02:15 ,یکشنبه 24 دی 1391

مطمعن باش نفر بعدی که سر میبرم تویی

خونتم تو قمه

------------------------
پاسخ مدیر : اگر ما را از کشته شدن می ترسانی این را بدان که ما آماده شهادت در راه حق هستیم. و این منطق شماست که نمیتوانید در مقابل حق ایستادگی کنید ودست به ترور میزنید البته شما وهابی هستید نه سنی. چون سنی هرگز این کار را انجام نمیدهد
شاهو گفته : 12:26 ,یکشنبه 24 دی 1391

سلام اقا احمد خوبید من شاهوم اقا خوندم نظر اون وهابی ولی این من نبودم اقا ..

این هم بگم 100 در صد ما از وهابی ها متنفریم چون افکاری بسیار نابود کننده اسلام رو دادند الان هم اودم برای این که بدونید من این کا رو نکردم

------------------------
پاسخ مدیر : ممنونم عزیز. من هم عرض کردم که سنی ها هیچ وقت این حرفو نمیزنن
shavi گفته : 02:53 ,چهارشنبه 6 شهریور 1392

وقتی جنایات وهابیت رو دیدم باورم نشد که چنین انسان های جنایتکاری وجود داشته باشن. توی سوریه اینهمه شیعه ها رو تیکه پاره میکنن. نمی دونم چرا این شیعه ها اینقدر بی عرضه هستند که از وهابیا نمیکشن. والا به خدا دوره وحشی گری گذشته. اونایی که یه ادم رو بخاطر طرز فکرش می کشند، مطمئناً طرز فکر خودشون نادرسته که دست به کشتن هم نوع خود می زنند. لعنت خدا به هرچی جانی و جنایت کاره توی دنیا با هر مذهبی از سنی و وهابی گرفته تا اون مسیحی های اشغال که یه صلیب شده خداشون

نظر شما
نام شما:
پست الکترونيک:
وب سايت:
کد تاييد:
شما مهمان هستيد
لطفا در سايت عضو شويد

ثــبت نــام

-------------------------

ورود کاربران

نام کاربري :
رمز عبور :

فراموشي رمز عبور

-------------------------
    بازديد امروز : 14
    بازديد ديروز : 149
    افراد آنلاين : 1
    بازديد ماه : 212
    بازديد سال : 3640
    كل بازديدها : 80196
    تعداد مطالب : 0
    تعداد نظرات : 125
طراح قالب.

.:: ناصرالمهدي ::.